مراحل پنج گانه اثر بخشی، جان سی ماکسوئل (قسمت سوم)

مهر ۱۳, ۱۳۹۴ علی اکبر جنیدی No comments exist

در ادامه  دو بحث قبلی، قسمت اول و قسمت دوم که مقدمه ای بر اثر بخشی و سه مرحله از رهبری شرح داده شد، دو مرحله نهایی رهبری و اثربخشی خدمت شما ارائه می شود.

4. رهبری با توسعه انسانی: بر اساس بازتولید، مردم از شما پیروی می کنند به خاطر آن چه شما شخصا برای آن ها انجام داده اید.

اگر در مرحله قبلی رهبر قابلیت جمع کردن (+) داشت در این مرحله رهبر قابلیت ضرب کردن دارد (*)

رهبران این مرتبه 3 خصوصیت دارند.

ویژگی اول این که این رهبران به خوبی استخدام می کنند.

در هر سازمانی انسان ها وارد و خارج می شوند. رهبر خوب به این توجه دارد که چه کسی بیرون می رود و چه کسی وارد می شود. اگر به افراد از نظر استعداد و توانمندی کاری از 10 نمره بدهیم. سازمانی در مسیر موفقیت قدم برمی دارد که اگر شماره 3 خارج می شود شماره مثلا 6 وارد مجموعه کند.

اما سوال این جاست که چگونه این کار را انجام دهند؟

باید تصویری از آن چیزی که به دنبالش هستند را به دست بیاورند. داشتن این تصویر مهم است از این جهت که اگر آن را نداشته باشند زمانی که به دستش آوردند نمی دانند که آن جا می خواستند باشند. (تلاش می کنم که در نوشته دیگری به اهمیت تصویر سازی بپردازم)

ویژگی دوم این که این رهبران انسان ها را به خوبی در جایی که شایسته شان است می گمارند.

با لحاظ کردن شایسته سالاری از منابع انسانی و سازمانی به نحو بهتری بهره برداری خواهد شد.

ویژگی سوم این که این رهبران به خوبی تجهیز می کنند.

این ویژگی را در 5 بخش می توان شرح داد: (از دید رهبر)

  1. من آن کار را انجام می دهم.

من می توانم کاری را خودم انجام دهم که سعی دارم از دیگران بخواهم تا آن را انجام دهند.

  1. من آن کار را انجام می دهم و شما با من هستید.

در این حالت رهبر کاری را در مدت زمان مشخصی مثلا از 1 روز تا حتی چند سال (بسته به نوع کار) به انجام می رساند و شخص (یا اشخاص) دیگر نظاره می کنند.

  1. شما آن کار را انجام می دهید و من با شما هستم.

در این حالت ما هم چنان با هم هستیم. من شما را مربی گری و راهنمایی می کنم اما شما کار را انجام می دهید.

  1. شما آن کار را انجام می دهید.

در این حالت من حاضر نیستم. چون شما نشان داده اید که قادر به انجام کار به تنهایی هستید.

  1. شما آن کار را انجام می دهید و کسی به همراه شماست.

در این حالت است که بن بستی وجود ندارد و شما می توانید شخص سومی را نیز وارد کنید تا به او یاد بدهید که چگونه کارها را به انجام برساند و این چرخه ادامه پیدا کند.


5. رهبری چکادی (قله کوه): بر اساس احترام، مردم از شما پیروی می کنند به خاطر آن کسی که هستید و آن چیزی را که پرچمدار آنید.

حال سعی کنید رهبرانی که در زندگی داشته اید را بر اساس این موارد ارزیابی کنید که در کدام دسته قرار می گیرند.

مهم تر از آن این که بررسی کنید که خودتان در مقام رهبری با افراد مختلف چگونه نقشی ایفا کرده اید.

نکته مهم این است که معمولا تعداد افرادی که تحت رهبری ما قرار دارند در مراحل پایینی بیشتر از مراحل بالایی است و اگر بر روی افراد زندگیتان و نوع ارتباطتان با آن ها دقیق شوید متوجه می شوید که در ارتباط شما با هر فردی جنس اثربخشیتان تا کدام مرحله بالا می آید. سپس با به کار بستن این تعلیمات و ثابت قدم بودن است که به مرور مهارت رهبریتان را می توانید قدرتمندتر کنید. زمانی که رصد کردید که هر کسی تا کدام سطح رهبری با شما می آید، باید سعی کنید که آن افراد را به مرور یک سطح با خود بالا بیاورید.

فقط فراموش نکنید که رهبری یک فرآیند یک شبه نیست و باید انتظار نتیجه را در بلند مدت داشت.

سوالی که پیش می آید این که آیا فقط ما در یک مرحله از رهبری قرار داریم یا می توانیم هم زمان در مراتب مختلف باشیم؟

جواب این است که ما معمولا در سطوح مختلف هستیم خصوصا اگر سطح غالب ما سطح اول باشد.

سوال دیگر این که آیا باید حتما مرحله به مرحله بالا رفت؟

پاسخ این که در کوتاه مدت می توان چند پله صعود کرد اما پایسته بودن ایجاب می کند که پله ها را یکی یکی بپیماییم.

Capture

پی نوشته: به نظر می رسد (چون این کتاب را نخوانده ام) که این سخنرانی به نوعی خلاصه یکی از کتاب های آقای ماکسوئل است به نام 5 مرحله رهبری، گام های اثبات شده برای بیشینه کردن پتانسیل شما

کلیدواژه ها: رهبری، اثربخشی، جان سی ماکسوئل، توسعه انسانی، چکادی، تصویرسازی

دیدگاه بگذارید

نخستین دیدگاه را بگذارید

مرا آگاه کن از
avatar
wpDiscuz