یادهست یک قهرمان – قهرمان من

فروردین ۲۲, ۱۳۹۶ علی اکبر جنیدی نظر شما چیست؟

یادهست امروز اختصاص به مردی دارد که معدن الماس است. الماس از آن سوی که هم در سختی ها و شداید روزگار بارهای زیادی را تحمل کرده است و صیقل یافته است و هم، درّی قیمتی است که قیمتی نمی توان بر او نهاد.

مردی که با صرف بیش از 500000 ساعت سابقه تالیفات و تدریس در دانشکده ها و کلاس های مدارس، معلم ها، متخصصین و پزشکان متعددی را با نزدیک به نیم قرن تجربه، تربیت کرده است، نه ده ها و صدها، دست کم چندین هزار. شاگردانی که خوب قدرشناسش بوده اند و هنوز بعد از سال ها ارادتشان را به او حفظ کرده اند و  در مناسبت ها از او دعوت می کنند یا برایش پیام تبریک می فرستند. چرا؟ چون فقط درس مدرسه را تدریس نمی کرد، درس زندگی هم در لابلای مطالب بعضا دشوار کلاس ها می گنجاند تا اگر کسی به درس علاقه مند نبود لااقل توشه ای برای زندگی اش برداشته باشد. با راهنمایی هایش انتخاب های بسیاری از شاگردانش را به مسیر سودمندی سوق داده است.

حسن نیت و درستکاری دو ویژگی از ویژگی های شاخص و بارزش هستند. چه در زمانی که کسی برای مشاوره به او مراجعه می کند، با تمام وجود و بدون دریغ کردن سعی می کرده و می کند تا منصفانه راهگشایش باشد. و چه در دورانی که برخی با استفاده از شرایط خاصی در دوره ای راه های صدساله را یک شبه رفتند اما او مسیر درستی را برگزید و با قناعت و پرهیزگاری به این وسوسه ها پشت پا زد.

در زمانی که پروژکتور و کامپیوتر و وسایل کمک آموزشی نبود با گچ های رنگی تصاویر جذابی را از ساختار سلول ها بر تخته سیاه نقش می بست تا بلکه به مدد این کار دانشجویان بهتر مطالب را فرا بگیرند. برای حال دانشجویانش دلسوز بود، چون به عینه بارها دیدم که غصه کج فهمی کسانی را می خورد که خود نمی فهمیدند و او برایشان به معنی واقعی عزیزتر از مادر بود.

قهرمان است چون هم در عرصه جامعه مردی شریف و موثر بوده و است و هم در عرصه خانواده دلسوز و با محبت است. سخاوتمند است و چراغ ها را بیشتر به منزل روا می دارد، منازلی که آبرومندند اما کم توان از اداره وضع زندگی خود، به قول خودش فقیر هستند اما گدا نیستند. معتقد است که مشورت دادن و نشان دادن راه را از چاه به کسی که نمی داند وظیفه اش است. بخش زیادی از حکایات گلستان و بوستان را از بر است و نه تنها بر زبان می آورد تلاش می کند تا آن ها را زندگی اش پیاده سازی هم بکند.

ای کاش فرصت بود و کیبوردم توان داشت تا از گذشت هایی که در زندگی خود کرده تا دیگران را بالاتر ببرد، بنویسم. چونان شمعی که فروتنانه وجود خودش را فدای نورافشانی و روشنی بخشی اطرافیان کرده و می کند. در یک کلام در توصیفش می توانم بگویم که هم چون پدر شادروانش فرهنگ متحرک است.

پدرم، قهرمان زندگیم، روزت مبارک.

پی نوشت: امیدوارم خدا روح پدران مرحوم را بیامرزد و پدران در قید حیات را طول عمر بخشد. امیدوارم بتوانم قدردان زحمات جبران ناشدنی اش باشم.

دیدگاه بگذارید

نخستین دیدگاه را بگذارید

مرا آگاه کن از
avatar
wpDiscuz