گری کاسپاروف و استراتژی قسمت سوم

آبان ۳, ۱۳۹۴ علی اکبر جنیدی نظر شما چیست؟

در ادامه دو نوشته پیشین بتعداد زیادی از نوآوری ها فقط کاربری های تجاری اختراعاتی هستند که مدت ها قبل ساخته شده اند. به عنوان نمونه دستگاه های موبایل و اینترنت در دهه 60 و 70 میلادی شکل گرفته بودند.

افراد فرهنگ یا تکنولوژی یا سیستم ها را شکل می دهند اما به شکل بومرنگی که به مبدا باز می گردد، فرهنگ یا تکنولوژی یا سیستم ها هم افراد را شکل می دهد.

ریسک ها همیشه ارزش امتحان کردن دارند به این دلیل که ما را به جلو می برند. البته زمانی که کار ریسکی انجام می دهید نتیجه را نمی دانید. جمله زیبایی که از آرنولد شوارتزنگر شنیدم این که اگر یک وزنه بردار ریسک ناموفق شدن در بالا بردن وزنه ای بیشتر از آن چه را که زده است به جان نخرد نمی تواند رکورد خودش را بهبود بدهد. یا نقل قول معروفی که معجزه همیشه در خارج از ناحیه امن اتفاق می افتد. البته هر ریسک و تجربه جدیدی ارزش امتحان کردن ندارد چون به قول علیرضا شیری عزیز بعضی تجربه ها از تجربه گر چیزی باقی نمی گذارند. شاید ریسک محاسبه شده بهتر بتواند ما را به جلو ببرد.

Garry Kasparov Strategy - Nordic Business Forum 2015 - Fahmidam.net

فنلاند با دادن حدود 26000 تلفات در زمانی که باید ریسک می کرد توانست استقلال خود را از شوروی در سال 1917 بگیرد اتفاقی که برای کشورهایی نظیر استونی و لاتویا حدود 74 سال بعد رخ داد مضافا بر این که این دو کشور تلفات به مراتب بیشتری در اردوگاه های کار اجباری استالین دادند فقط به این دلیل که محافظه کارانه تر برخورد کردند در زمانی که می توانستند ریسک کنند.

در حال حاضر شما در جیبتان توان محاسباتی را دارید که ناسا در سال 1969 انسان را با آن به ماه فرستاد. حالا این انتخاب شماست که بخواهید با این توان محاسباتی کلش آو کلنز بازی کنید یا به اشکال دیگر وقت تلف کنید یا نه از آن برای کارهای موثرتری مثل توسعه فردی کمک بگیرید.

با این توان محاسباتی می توان موشک به فضا پرتاب کرد یا این که پرنده های کارتونی خشمگین را به سمت اهداف فرضی پرتاب کرد…

عموما ما می پنداریم که تمامی احتراعات بزرگ به وقوع پیوسته اند در حالی که آینده تعداد بیشتر و بزرگتری از آن ها را به خود خواهد دید. آیا ما با این پندار نادرست به عنوان یک جامعه، ریسک گریز تر نشده ایم؟

شما نمی توانید فقط یک مولفه را اصلاح کنید و تصور کنید که مشکل را حل خواهد کرد. بلکه برای دریافت رابطه علت و معلولی شما همیشه نیاز دارید که تصویر بزرگتر را هم در نظر داشته باشید.

از دید گری کاسپاروف برای حل معضلات جهانی نیاز به تاسیس موسسات و نهادهای مستقل در جهان آزاد مانند سازمان ملل هست که با رویکرد بی طرفانه بتوانند تعارضات را حل و فصل کنند.

پی نوشته: در مطالب قبلی که به هنر اختلال اشاره کرده بودیم این نکته قابل توجه به نظر می رسد که برای بهره وری بالاتر همیشه نیاز به وجود آوردن کار برای نیروی انسانی بیشتر نیست، بلکه گاهی اوقات باید ساختارهای فرسوده، فن آوری های کهنه و از دور خارج شده را نابود کرد تا مشاغل جدیدتری به وجود آید.

دیدگاه بگذارید

نخستین دیدگاه را بگذارید

مرا آگاه کن از
avatar
wpDiscuz