گری کاسپاروف و استراتژی قسمت دوم

IMG_3448-Fahmidam.net

اگر شما در موقعیتی احساس ناراحتی بکنید بسیار محتمل تر است که تصمیمات بدی بگیرید. داشتن اطلاعات بیشتر معمولا به عملکرد بهتر نمی انجامد. این یک مهارت است که بتوانید بفهمید که چه زمانی اطلاعات کافی برای گرفتن یک تصمیم معقول و آگاهانه جمع کرده اید. زمانی که فرصت کافی در اختیار ندارید اعمالتان بر اساس غریزه خواهد بود.

چقدر دانش کافی است؟ آیا باید هر چیزی که به دستمان رسید بدانیم یا بخوانیم؟ چیزی که از کسب دانش مهم تر به نظر می رسد این است که بتوانیم دانش کسب شده را در جای مناسب در ذهن قرار دهیم تا به موقع بدانیم که کاربردش کجاست و بتوانیم پیدایش کنیم. با این بینش است که باید بخش هایی از آن چه فراگرفته ایم را فراموش کنیم تا جا برای نوآموخته ها باز شود. البته مهم تر از یاد گرفتن، به کار بردن و عمل کردن دانسته هاست.

در ادامه باز هم به اهمیت سوال کردن می رسیم جایی که گری هم با اشاره به نقل قول پابلو پیکاسو گفت: کامپیوتر ها به درد نخور هستند چون فقط به شما پاسخ ها را می دهند.

یا آن جایی که Dave Ferruci عقیده دارد که کامپیوتر ها می توانند سوال بپرسند اما فقط نمی دانند که کدام سوال ها اهمیت و اولویت بیشتری دارند. (البته بعید نیست زمانی برسد که کامپیوترها تست آلن تورینگ را با موفقیت پشت سر بگذارند و قدم اول را در هوشمندتر شدن از انسان بردارند.)

در هر نبردِ قدرتی در بالاترین سطوح همیشه می توان دو رویکرد متضاد را دید مثل نبرد کاسپاروف و کارپوف که اولی سبک بازی تهاجمی و دومی تدافعی داشتند، یا جدال فدرر و نادال در بالاترین سطح تنیس جهان و برزیل و ایتالیا در فوتبال. از این دو رویکرد می توان به سبک و ذات تعبیر کرد.

اگر شما بازی را باختید باید برگردید و تجزیه و تحلیل کنید که چرا باختید. معمولا کسانی که می بازند بیشتر از برنده ها به تحلیل بازی و دلایل باختشان می پردازند زیرا معمولا برنده ها سرمست از شادی پیروزی هستند و شاید به همین دلیل است که پس از مدتی بازنده  ها جای برنده ها را می گیرند. البته خود گری کاسپاروف چنان که گفت همه بازی هایش را آنالیز می کرد. چیزی که فکر می کنم همه ما می توانیم بیاموزیم این است که هم از پیروزی هایمان و هم از شکست هایمان چه توشه فهمی برمی داریم.

بر همین اساس است که جاذبه موفقیت پیشین بیماری ای است که غالبا رهبران صنایع را آلوده می کند.

با مقایسه تحولات در تاریخ صنایع مختلف می بینیم که برادران رایت، Wang Laboratories، آلتا ویستا و نوکیا اگر چه در زمینه های تخصصی خود بسیار پیشتاز و نو آور بودند ولی امروزه اثری از آن ها در برابر بویینگ، توشیبا، گوگل و سامسونگ و اپل نیست.

اگر می خواهید بدانید چه بر سر آلتاویستا آمد، گوگلش کنید! موتور جستجویی که روزی 48 درصد بازار را در اختیار داشت سهمش به 3 درصد کاهش یافت و سپس توسط یاهو خریداری شد.

این آیفون نیست که غلبه می کند، بلکه غلبه اش به دلیل مفهوم خاص بودنی است که به مشتری القا می کند.

حتی اگر پیشرویی وجود داشته باشد و شما تصویر بزرگتری داشته باشید می توانید از پیشرو پیشی بگیرید.

Kurt Gödel: هر سیستمی مساله و مشکلی خواهد داشت که در داخل خود سیستم نمی تواند حل شود.

سرچ n-gram گوگل، کتاب های موجود در شبکه گوگل را تجزیه و تحلیل می کند تا تعداد دفعات تکرار یک کلمه مشخص را پیدا کند. شما می توانید واژگان مختلف را در آن جستجو کنید و در طول زمان مقایسه کنید که کدام واژه بیشتر دارد به کار می رود یا روند نزولی دارد.

برای مثال مقایسه ریسک و سود را می توانید در متون انگلیسی در نمودار زیر مشاهده کنید:

Google Ngram - Risk Profit - Fahmidam.net

یا مقایسه تکنولوژی های مختلف رسانه ای در طول تاریخ:

Google Ngram - Computer Television Telephone Internet - Fahmidam.net

ان گرام، ابزار جالبی است که زایش و اضمحلال واژه ها و مفاهیم را به خوبی در گذر زمان به تصویر می کشد.

ادامه این مطلب را در قسمت آخر با هم بررسی خواهیم کرد.

دیدگاه بگذارید

avatar

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

  Subscribe  
مرا آگاه کن از