عملکرد ذهن ما در مواجه با حوادث ناگوارِ نادر

خرداد ۱۹, ۱۳۹۶ علی آهی 1 comment

پیش نوشت 1

آنچه اینجا می نویسم بر گرفته از دو فصلِ کتابِ تفکرِ سریع و آرام از دنیل کانمن است. یکی از این فصول به اتفاقات نادر (rare events) و دیگری به اتفاقات بد (bad events) اختصاص داده شده است. سعی کردم از توضیحات کانمن و پژوهش هایش استفاده کنم و در مورد اتفاقات اخیر در ایران صحبت کنم. در این نوشته همچنین از مطلبی که معلم خوبم محمد رضا شعبانعلی در وبلاگ شخصی اش نوشته استفاده کرده ام. توصیه می کنم آن مطلب را هم مطالعه کنید. در آخر هم راهکار های کوچکِ عملی برای مواجه با چنین رویداد هایی رو برای شهروندان عادی مثل من و شما – کسانی که متخصص در مسائل امنیتی نیستند – ارائه می کنم.

پیش نوشت 2

مغز ما از طریق دو سیستم کلی، افکار ما را شکل می دهد: سیستم 1 و سیستم 2. اولی، سریع، خودکار، احساسی، کلیشه ای و ناخودآگاه است. به صورت پیش فرض، سیستم 1 در ذهن انسان فعال است و اکثر حرفهایی که می زنیم، تصمیماتی که می گیریم و رفتاری که متعاقبا بروز می دهیم نشات گرفته از سیستم 1 فکری ما هستند. مثلا هنگامی که از ما می پرسند 2*2 چند می شود، سیستم 1 ذهنی به سرعت پاسخ می دهد. در مقابل، سیستم 2، آهسته تر، منطقی تر، بلند اندیش تر و سنجیده تر است. مثلا در مواجه با پرسش 16*17 سیستم 1 معمولا ناتوان است. برای حل چنین مسئله ای ما نیاز داریم آهسته شروع به حساب و کتاب کنیم و سیستم 2 ذهنی خود را فعال کنیم.

اصل موضوع

هنگام وقوع حوادث ناگوار، مثل عملیات تروریستی اخیر در ایران، به دلیل توجه مداوم رسانه های عمومی به این مساله و متعاقبا مکالمات مکرر مرتبط، تصویری روشن از مرگ و ویرانی در ذهنها شکل می گیرد. تحریک احساسات در چنین مواقعی خودکار و غیرقابل کنترل است؛ این احساسات، عکس العملی در جهت محافظت از خود را برمی انگیزانند. سیستم 2 ذهن ممکن است بداند که احتمال وقوع مجدد چنین رخدادِ ناگواری کم است؛ کمتر از آن، احتمال وقوع چنین رویدادی برای شخص من و نزدیکان من است. اما این آگاهی تاثیری بر روی سیستم 1 ذهنی نمی گذارد؛ سیستمی که برآشفته شده است و به این زودی ها خاموش نمی شود. اهمیت بیش از حد به اتفاقات نادر، ریشه در سیستم 1 ذهنی دارد. احساسات، همراه با وضوح تصاویرِ ذهنی از چنین حوادثی، بر روی امکان و احتمال وقوع حادثه ای مشابه تاثیر می گذارند. چنین است که اتقاقات نادرِ ناگوار واکنشهای بیش از حد شدیدِ احساسی را همراه دارند.

ما می دانیم در ایران و در اکثر کشور های جهان چنین حوادثی نادر هستند. اما پرسش اینجاست که چرا سیستم 1 ذهن، به اتفاقی نادر – هر چند بسیارغم انگیز و هولناک – چنین عکس العمل شدیدی نشان می دهد و باعث احساس ترس در ما می شود؟ چگونه می توانیم احساسات خود رو کنترل کنیم و به روند عادی زندگی برگردیم؟ برای پاسخ به این پرسشها، اول بیاید با هم مروری کنیم به چند عامل اصلی که احساسات منفی را در سیستم 1 ذهن برانگیخته و تشدید می کنند.

ابتدا بیایید در مورد خطای «بی توجهی به مخرج کسر» یا “denominator neglect” صحبت کنیم. معمولا وزنی که به اتفاقات ناگوار می دهیم بسیار بیشتر است اگر این اتفاقات به صورت دفعاتِ تکرار (یا تعداد) توصیف شوند؛ در مقایسه، وقتی که این اتفاقات به طور انتزایی تر و به صورت «شانس»، «ریسک» و یا «احتمال» توصیف می شوند ما به آنها وزن کمتری می دهیم. مثلا فرض کنید ما در مورد واکسنی می شنویم که نوزادان را در مقابل بیماریهای کشنده نجات می دهد، ولی با خود ریسک 0.001 % ناتوانی جسمی دارد. چنین ریسکی خیلی کوچک به نظر می آید. اما وقتی می گوییم از هر 100000 نوزاد یک نوزاد ناتوانی جسمی پیدا می کند، احساس خطر بیشتری می کنیم؛ نکند نوزاد ما همان یکی باشد؟ این در حالی ست که دو گزاره ی بالا مشابه هستند.

علاوه بر این، هر چه رخدادی با جزییات بیشتری توصیف شود احتمال وقوع آن رخداد در ذهن ما و واکنش احساسی ما به آن بیشتر می شود. فرض کنید شما اطلاع پیدا می کنید که تروریستها در جایی – دهها یا صدها کیلومتر دورتر – به ساختمانی وارد شدند و چند نفر را کشتند. حالا فرض کنید به شما می گویند که تروریستها در فلان ساعت، در فلان خیابان، وارد ساختمانی شدند، به طبقه ی دوم رفتند و در حالی که فریاد می زدند شروع به تیراندازی کردند. به این خبر چند ویدیو و عکس ناراحت کننده هم اضافه کنید. کدام احساسِ وحشت بیشتری در شما ایجاد می کند؟ پاسخ ساده است: دومی.

همچنین، به دلایلی که ریشه در تکامل و بقا دارد، مغز انسانها و سایر حیوانات مکانیزمی را در بر دارد که به اخبار و رویدادهای بد اولویت می دهد. مثلا کانمن در کتابش توضیح می دهد که در آزمایشی که با اسکنِ مغز شرکت کنندگان انجام شد انسانها حتی با نگاهی در حد 0.02 ثانیه به تصویری تهدید آمیز، تحریک شدند. این در حالی ست که هیچیک از شرکت کننده ها بعد از آزمایش این تصویر را به یاد نمی آوردند. به عبارتی تحریک شدن آنها ناخودآگاه بود؛ قسمتی از مغز آنها، که مرکز خطر است، موقع دیدن این تصویر فعال شده بود.

درس هایی که از مطالب بالا می آموزیم

در چنین مواقعی ما بهتر است با آگاهی، فعالیت سیستم 1 خود را کم کنیم و کنترل احساساتمان رو به سیستم 2 بدهیم. آگاه باشیم که چنین رخدادهایی در ایران نادر هستند. در نتیجه، ما و بستگانمان در صحت می توانیم به زندگی عادی خود ادامه دهیم. اما از همه مهمتر نباید اجازه دهیم نفرت افکنهای تروریست به هدف خود یعنی رعب و وحشت در جامعه دست پیدا کنند. برای اینکار از همه بیشتر باید مراقب رسانه های جمعی بود؛ به آنها بی توجهی کرد و آنها را جدی نگرفت. دلایل برای بی توجهی به رسانه ها زیاد هستند اما من به چندتا از اصلی ترینها که به نظرم می رسند و به بحث بالا هم مرتبط هستند، اشاره می کنم:

1. رسانه ها تصویری شفاف از این اقدامات زننده نشان می دهند. عکسها و فیلمهای ناراحت کننده رو به سرعت منتشر می کنند. این باعث تحریک شدید احساسات منفی می شود.

2. رسانه ها معمولا از خطای بی توجهی به مخرجِ کسر استفاده می کنند. این باعث می شود احساسِ ترس در ما تشدید شود.

3. رسانه ها بر روی اخبار منفی بیشتر مانور می دهند. آنها از مکانیزمِ خودکارِ انسان در مواجه با رویدادهای منفی حداکثر استفاده رو می برند و با تمرکز بر چنین اخباری سخت مشغول جذب دائمی مخاطب هستند.

4. رسانه ها با جزییات، حوادث ناگوار را به تصویر می کشند. آنها به سرعت دست به عمل می شوند و «لحظه به لحظه» اخبار را منتشر می کنند. آنها متخصص توصیفِ جزییاتِ حوادث ناگوار هستند. این باعث می شود احتمال وقوع حوادث مشابه را بالا ببینیم و البته احساس ترس بیشتری کنیم. از همه مهمتر مخاطب آنها بمانیم و ترافیکِ وبسایتشان را بالا نگه داریم.

اقدامات کوچک عملی

با شرح بالا، چه اقدامات کوچکی می توانیم انجام دهیم که آرامش به ما و اطرافیانمان برگردد؟

اول از همه، همونطور که از متن بالا می شه نتیجه گرفت بهتر است تا آنجا که می توانیم به رسانه ها بی توجهی کنیم. اگر هم خبری می خوانیم از خطاهای ذهنی خود، که در بالا توضیح دادم، آگاهی داشته باشیم.

دوم به نهادهای امنیتی اعتماد کنیم و اجازه بدهیم کار تخصصی خود را انجام بدهند. این را بدانیم که از توان ما کار مفیدی ساخته نیست جز فاصله گرفتن از چنین حوادثی.

سوم، به روند عادی زندگی خود با روحیه مثبت ادامه دهیم. با دوستان و نزدیکانمون از گفتگو در مورد چنین مساله ای اجتناب کنیم. در شبکه های اجتماعی نسبت به چنین اخباری بی اعتنا باشیم و آنها را بازنشر نکنیم. بجای آن، با لبخند و ابراز احساسات مثبت در کنار هم باشیم. یا مثلا به موسیقی مورد علاقمون گوش دهیم؛ کارمون رو جدی تر دنبال کنیم؛ بیشتر یاد بگیریم و بیشتر مطالعه کنیم. یا هر کاری که باعث بهتر شدن حالمون می شود را به شکلی عادی دنبال کنیم.

در آخر، همونطور که علی اکبر عزیز در گفتگو امروزش با من اشاره کرد، خود را انسانی قوی، اثر گذار و مثبت ببینیم که به دیگران آرامش می دهد؛ انسانی که در چنین لحظاتی خانواده اش، دوستانش و هموطنانش رو بدون هیچ تعصب و پیش داوری دوست دارد و برای آنها، با بی توجهی به چنین مسائلی، دریایی از آرامش است.

دیدگاه بگذارید

1 دیدگاه روشن "عملکرد ذهن ما در مواجه با حوادث ناگوارِ نادر"

مرا آگاه کن از
avatar
مرتب سازی توسط:   تازه ترین | قدیمی ترین | بیشترین رای
trackback

[…] دو شخصیت در تصمیم گیری ها و قضاوتهای ما. مثلا قبلا من اینجا از این کتاب برای بحث در مورد حوادث ناگوار استفاده کرده […]

wpDiscuz