روزنگاشته ها

ون، زورخانه، ارگونومی و کرامت انسانی

چند وقت پیش در یک مسیری که عمدتا از آن عبور نمی کنم می گذشتم و دیدم که می توانم سوار ون شوم. در بعضی مسیرها چون اتوبوس ها در بعضی ساعات نسبتا خالی یا  نیمه خالی هستند ون، می تواند گزینه خوبی برای کاهش هزینه های حمل و نقل باشد. این تصویر داخل ون است.

15 نفر گنجایش نشسته دارد و 6 نفر ایستاده، یک نفر ویلچیر یا کالسکه و دو درب یکی جلو و یکی عقب، به همراه کمربند ایمنی و آزادی حرکت توسط مسافرین. آن 80 یورو که نوشته شده هم برای مسافرانی هست که بدون داشتن بلیت معتبر سوار می شوند و اگر چک کنند جریمه خواهند شد. (بلیت هر مسیر بسته به نوع سفر و نوع کارت بین 3-5.5 یورو متغیر است، البته کارت های ماهانه یا فصلی وجود دارد که بین 25-100 یورو بسته به نوع کارت متغیر است)

نمی دانم این ون را باید با ون های تهران یا مینیبوس های قدیمی مقایسه کنم. مینیبوس های پردود و ون های کم دود، که در هر دو مورد یادم هست که موقع سوار شدن و پیاده شدن می بایست دولا و با زور وارد یا خارج می شدم.

 در ایران ما ظاهرا ارتفاع خودروی سواری ون را با ورودی درب زورخانه اشتباه گرفته ایم. یا چون فکر کرده ایم که باید سوار شدن با زور همراه باشد و این را به آن ربط داده ایم. می دانم که درب زورخانه به دلیل احترام و تواضع در ورود کوتاه ساخته شده و فکر و فلسفه ای پشتش بوده است.

زورخانه حکیم فردوسی در دوشنبه تاجیکستان

آن روز هم بنا به عادت قبلی دولا شدم اما احساس کردم سرم با سقف خیلی فاصله دارد. سپس راست ایستادم دیدم که نه باز هم کمی با سقف فاصله دارم. نمی دانم فنلاندی ها خیلی از ما بلند قدتر هستند یا ما از ارگونومی چیزی نشنیده بودیم یا از کرامت انسانی بی خبر.

خلاصه این ون مذکور لذت ورود به زورخانه را آن روز از من گرفت!

دیدگاه بگذارید

avatar

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

  Subscribe  
مرا آگاه کن از