ما چگونه انقلاب را نواختیم، پنیر سیب و لیتوانی

اسفند ۱۰, ۱۳۹۵ علی اکبر جنیدی No comments exist

چندی پیش با دوستی از کشور لیتوانی آشنا شدم که تازه به فنلاند نقل مکان کرده بود برای انجام یک پروژه کاری. فرد خوش مشرب و گرمی بود و درباره مسائل مختلف گفتگو کردیم. مانند بیشتر شهروندان کشورهای جمهوری های سابق شوروی که ملاقات کردم نسبت به روسیه و مردمانش دید خوبی نداشت.

لیتوانی (به زبان محلی لیه توا) در جنوب دریای بالتیک واقع شده است و به همراه لاتویا و استونی به نام کشورهای بالتیک معروف هستند. اخیرا رشد اقتصادی خوبی داشته اند و از نظر تولید ناخالص داخلی نسبت به همسایگان سوسیالیست مسلک خود روند های رو به رشدی را تجربه می کنند و در سال های اخیر خوب فاصله خود را با کشور های پر درآمد کم کرده اند.

البته مشخصا استونی اولین کشوری است که ویزای الکترونیکی برای ایجاد کسب و کار صادر می کند. و علاوه بر آن به دلیل ارزان تر بودن نیروی کار و کمتر بودن مالیات، شرکت های فنلاندی مشخصا متمایل به ثبت شرکت در آن جا هستند. کم بودن فاصله دریایی بین تالین (پایتخت استونی) و هلسینکی (80 کیلومتر) در عبور و مرور سریع بین این دو کشور موثر بوده و زمزمه هایی مبنی بر ایجاد یک تونل زیر دریایی برای ارتباط حتی سریعتر بین این دو کشور شنیده می شود. البته استونی در ایران سفارت ندارد و مسائل مربوط به این کشور در سفارت فنلاند انجام می شود.

لیتوانیایی ها در برهه ای از تاریخ که امپراتوری لیتوانی و لهستان را شکل داده بودند مدعی هستند که قوی ترین کشور اروپا بوده اند. هر چند که این برتری دیری نپایید. همسایگی لیتوانی با روسیه خلاصه به منطقه شدیدا نظامی کالینینگراد می شود که منطقه جدا افتاده ای از سرزمین بزرگ روسیه است. شاید دلیل این نفرت از روسیه را بتوان در اشغال این کشورها در طول جنگ های جهانی دانست و این که اجازه نداشته اند استقلال خود را حفظ کنند و حتی از خواندن سرود ملی خود محروم بودند.

مانند همه بحث ها که صحبت های جنجالی ترامپ نقل محافلش است از سیاست های او انتقاد می کرد که دوستی او با روسیه به ضرر این کشورهای کوچک شرق اروپایی است و مردمانشان نگران از دست اندازی احتمالی روسیه به کشورشان هستند. این که نیروی دفاعی مشترک اروپا در برابر این همسایه قدیمی باید شکل بگیرد تا حادثه کریمه گریبان این کشورها را نگیرد. اگرچه الحاق کریمه را بارها دولت فنلاند محکوم کرده است اما ارتباط با همسایه قدرتمندی چون روسیه بندبازی بر روی طناب نازکی است، مساله ای که سیاست خارجی فنلاند را بر آن داشته که نه به ناتو بپیوندد و نه بتواند روی همپیمانان اروپایی را در وضع تحریم علیه روسیه زمین بیندازد. این که منافع ملی و توسعه صادرات از اولویت های اول سیاست خارجی شان است، همان طور که دکتر سریع القلم هم چنین راهبردی را توصیه می کنند.

لیتوانیایی ها زبان خودشان را دارند که زبان یکتایی است و خرده ای تشابه با زبان لاتویایی ها دارد. سرعت اینترنت بالا و شاد بودن مردم این کشور حتی برای انقلاب کردن هم برایم جالب بود، مستندی که به پیشنهاد او اخیرا تماشا کردم با نام How We Played the Revolution در مورد وقایع منتهی به استقلال لیتوانی از شوروی سابق بود که دیدنش خالی از لطف نیست. این که فهمیدم، لیتوانی اولین کشوری بود که پرچم استقلال را علیه شوروی گورباچفی برافراشت، آن هم به طور تقریبا اتفاقی توسط یک کنسرت و شکل دادن اتحاد در طی چند سال. اگر فرصتی باقی باشد در روزنگاشته دیگری داستان آن را نقل خواهم کرد.

مساله دیگری که برایم جالب بود این که به نظر می رسد اکثر کشورها نسبت به همسایگانشان احساسات شدیدتری دارند تا با کشورهای دورتر از خود، حال می تواند علاقه زیاد باشد یا تنفر زیاد. شاید دلیلش سابقه رقابت بر سر زمین و منابع بوده باشد و یا اتحاد داشتن در برابر دشمن مشترک که همدلی آن ها را به هم بیشتر کرده است. این که بلاروس (که کشوری کمونیستی است و با روسیه روابط خیلی خوبی دارد) در نزدیکی مرز لیتوانی اقدام به ساخت یک نیروگاه هسته ای کرده که فاصله نسبتا کمی با ویلنیوس پایتخت لیتوانی دارد. با توجه به سابقه بد بلاروسی ها در اجرای چنین پروژه هایی (به زمین خوردن دیگ بخار نیروگاه در هنگام نصب) نگرانی او از این بود که این نیروگاه مانند چرنویل نشتی داشته باشد و تبعاتش دامن مردم کشورش را بگیرد.

محدوده اثر تصمیمات فردی یا جمعی چگونه است؟ آیا این که من می خواهم سیگار بکشم و خواسته یا ناخواسته دودش طرف مقابل را بیازارد و یا این که فاضلاب سمی را در آب های رودخانه ها تخلیه کنیم و انتظار داشته باشیم ماهی ها نمیرند و یا اگر هم که مردند ماهی که از بازار می خریم آغشته به جیوه نباشد. از این مسائل بگیریم تا تصمیمات کلان تر به نظر می رسد اکنون دوره ای است که اثر تصمیماتمان چه مثبت و چه منفی و چه با نیت های سازنده و مخرب زودتر از پیش، نتیجه خود را به ما نشان خواهد داد و بی تفاوت بودن به چنین مواردی خودفریبی است. چنین است که فنلاند که یک کشور 5.5 میلیون نفری است برای تصفیه فاضلاب های سنت پترزبورگ 8 میلیونی برنامه دارد چون می داند آلودگی خلیج فنلاند نهایتا گریبان خود را خواهد گرفت.

پی نوشت: عکس مربوط به سوغاتی که برایم آورده بود، پنیر سیب، چیزی شبیه لواشک های خودمان یا قره قروت اما کمی ملس و بیشتر شیرین مزه.

.

دیدگاه بگذارید

نخستین دیدگاه را بگذارید

مرا آگاه کن از
avatar
wpDiscuz