روزنگاشته ها

عدالت رفاقتی

https://books.google.fi/books?id=HjDBCAAAQBAJ&lpg=PP1&hl=fi&pg=PP1#v=onepage&q&f=false

دوست عزیزی دارم که زمانی می گفت بر خلاف این تصور که باید به غریبه ها بیشتر احترام گذاشت و تعارف و تکلف کرد (که برخی از ما خواسته یا ناخواسته آن را انجام می دهیم) کار پسندیده تر این است که به اطرافیان نزدیکمان بیشتر بها بدهیم و تلاش کنیم که اگر عدالتی هست در ابتدا آن را برای دوستان صمیمی و عزیزانمان پیاده کنیم. شاید دلیل این که برخی از انسان ها به غریبه ها بیشتر بها می دهند تا آشنایان این است که از این امر مطمئن هستند که افراد نزدیک تر و صمیمی تر ناملایمات را بیشتر تحمل می کنند و کمتر آزرده می شوند تا افراد غریبه تر.

در حالی که به نظر من و نظر آن دوستم عدالت و رسم رفاقت را باید با اولویت نزدیکان و دوستان صمیمی پیاده کرد، چون رابطه هم مثل یک گل می ماند که نیاز به مراقبت، هرس کردن، سم پاشی، خاک مناسب، آب دادن و آفتاب مهربانی دارد. احساس می کنم که گذشت کردن برای افراد خودمانی تر ارزشمندتر است چه در کوتاه مدت و چه در بلند مدت. بگذارید نام این مفهوم را “عدالت رفاقتی” بگذاریم.

تصور کنید که با دوستی قرار ملاقات دارید و به دلایل مختلفی دیر می رسید، آن را مقایسه کنید با قرار ملاقاتی که با یک فرد نسبتا غریبه دارید مثلا کسی که یک بار بیشتر او را ندیده اید. اگر در حالت دوم بیشتر از حالت اول به خاطر دیر کردن و معطل کردن طرف مقابل معذرت خواهی کنید و به قصد جبران برآیید این رسم عدالت رفاقتی نیست.

https://books.google.fi/books?id=HjDBCAAAQBAJ&lpg=PP1&hl=fi&pg=PP1#v=onepage&q&f=false

شاید طرف صمیمی مقابل ما که می تواند همسر، فرزند، پدر و مادر، دوست صمیمی، همکار و .. باشد پس از دیدن ناملایمتی که در پی رعایت نکردن عدالت رفاقتی به وجود آمده است چیزی نگوید و با مقایسه ارزش رابطه تلاش کند که گذشت کند اما اگر این مطلب به دفعات تکرار شود این گذشت ها روی هم می تواند جمع شود و به یک نارضایتی چند لایه تبدیل شود که نتایج به شدت مضرتری به بار بیاورد. این در حالتی است که فرد مورد نظر احساساتش را برون ریزی نکند.

از سوی دیگر در حالتی که طرف صمیمی رابطه احساسش را برون ریزی می کند، فرد آسیب دیده هر بار چنین ناملایمتی دید اشاره خواهد کرد و احتمالا در مقام مقایسه بر خواهد آمد (به شکل تلویحی یا صریح) که چرا مثلا برای دوستت بیشتر از فرزندت یا همسرت وقت می گذاری؟ یا چرا زمانی که مهمان می آید به گونه ای دیگر لباس می پوشی و یا رفتار می کنی و در زمانی که مهمان هست به گونه محترمانه تر برخورد می کنی نسبت به زمانی که مهمان نداریم؟

پس در هر دو صورت نتیجه این است که یک کدورت در رابطه شکل می گیرد که درختان ارزشمندتر رابطه را نصیب تیزی تبرهای بی عدالتی رفاقتی می کند.

این که در چنین مواقعی چگونه احساس را انتقال بدهیم (که نوعا یاد نگرفته ایم به درستی این کار را انجام بدهیم) بحث دیگری است که در پست دیگری به آن خواهم پرداخت.

البته فکر می کنم این همسو نبودن رفتار در شرایط محیطی خاص که نوعی ریاکاری جمعی و فردی می توان از آن تعبیر کرد چیزی است که حداقل در بُعد جمعی اش در میان ایرانیان به عنوان یک خصوصیت ناپسند به شکل گسترده تری وجود دارد که می توان در نوشته دیگری آن را مطرح کرد. (بُعد فردی ریاکاری شاید اجتناب ناپذیر نباشد، البته باید بیشتر در موردش فکر کنم)

تلاش خواهم کرد تعاریف را حداقل آن گونه که فهمیده ام در ابتدای بحث ها بیاورم که از برداشت های متفاوت به دلیل نامشخص بودن مفهوم و به گونه ای کژتابی پرهیز شود.

پی نوشته: به تازگی متوجه شدم که می توان نوشته ها را تراز کرد! و از این پس تلاش می کنم که نوشته ها را به شکل تراز شده بنویسم که راحت تر قابل خواندن باشند و نوشته های پیشین را نیز بر این اساس به مرور اصلاح خواهم کرد. خوبی قالب ورد پرس این است که برای وب نابلدانی چون من وسیله راحتی است برای شروع به نوشتن کردن و این که به مرور می توان آن را آموخت.

پی نوشته 2: یک کتاب هم هست با موضوع عدالت به عنوان رفاقت که توسط سئو هون تان نوشته شده است و به نظر مرتبط با موضوع این نوشته می باشد.

دیدگاه بگذارید

avatar

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

  Subscribe  
مرا آگاه کن از