بهبود مهارت های فردیتجربه های کسب و کاررویدادهای کارآفرینی

سخنرانی خانم نیلوفر مرچانت در NBF 2015، موفقیت در عصر اجتماعی

نیلوفِر مرچانت که نویسنده کتاب 11 قانون ارزش آفرینی در عصر اجتماعی است که بهترین کتاب کسب و کار سال 2012 شناخته شده است از اولین برخوردش با استیو جابز گفت.

در سال 1996 که استیو جابز به اپل بازگشته بود، نیلوفر مسئول برنامه ای برای شرکت بود که یک کسب و کار 2 میلیون دلاری را به کسب و کار 180 میلیون دلاری در عرض فقط 18 ماه رسانده بود. این امر از طریق کار کردن با تعداد اندکی همکار (که آن ها را دلالان ارزش افزوده می توان نامید) و تعدادی خرده فروشی در سراسر مشور مثل Best Buy شرکت اپل را قادر ساخته بود تا چنین فروش نجومی داشته باشد.

همان طوری که او داشت کسب و کار را بازبینی می کرد انتظار نداشت که جابز از او به خاطر این برنامه شبکه بازاریابی سپاسگزار نباشد زیرا این برنامه پرسود ترین بخش کسب و کار اپل در آن زمان بود و منبع درآمد ضروری برای شرکت بود.

اما استیو جابز به او گفت: “ما باید از شر این برنامه فروش لعنتی خلاص شویم!”

و حق با استیو بود. زیرا رسیدن به بازار بعدی هدف، چیزی بیشتر از نارضایتی از نتایج فعلی می طلبد که در آن زمان این نتایج حاشیه سود به شدت بد و عملکرد ضعیف سهام بود. برای نیل به این هدف نیاز به چیزی بیشتر از شوق به تغییر بود. شما باید مشتاق به انجام چیزی باشید که احساس غیر طبیعی به شما می دهد.

استیو به او یاد داد که نقش ما به عنوان رهبران توسعه کسب و کار، مدیریت الان و اختراع آینده است. ما باید بفهمیم که همیشه ما محصول آن چیزی که انجام داده ایم و آن کسی که آرزو داریم باشیم هستیم. این کافی نیست که ما کسب و کار فعلیمان را رهبری کنیم بلکه باید علاوه بر آن کسب و کارهای آینده مان را نیز هدایت کنیم.

پس این امر ضروری است که آینده را از نو خلق کنیم و این امر میسر نمی شود مگر این که آن چه را الان می دانیم از یاد ببریم.

از دید او این که ما چگونه خود را آماده سازی می کنیم برای تغییر خیلی مهم است.

IMG_3443

مثل TED که در ابتدا خیلی کوچک شروع کرد و کنفرانس برگزار می کرد. پس از ظهور دوربین های فیلم برداری و اینترنت، آن ها از این تغییر استفاده کردند و با ضبط و پخش آنلاین این مطالب کسب و کارشان را به شدت رونق دادند.

سپس او فرمولی برای موفقیت بیان کرد:

موفقیت= (استعداد * هدف)^ فرهنگ

برای موفقیت هم استعداد و هم هدف لازم است و فرهنگ به عنوان بستری است که می تواند نرخ رشد را بیشتر یا کمتر کند به مانند زمینی که یک بذر در آن عمل می آید.

هدف، مولفه ای است که بهترین افراد را معرفی می کند و بهترینِ افراد را.

فرهنگ، به مثابه چیز نامرئی است که اجزای یک مجموعه را به هم وصل می کند و می تواند سرعت سازمان را کم یا زیاد کند.

بازدهی تولید و راندمان کاری در سازمان هایی بر اساس ساعت کاری تعیین می شود در حالی که تعریف درست آن افزودن ارزش حقیقی است.

به عنوان مثال یک خانم بانک دار که در ساعت کارش به او اجازه داده بودند که فقط 15 دقیقه به مشتریان مشاوره مالی بدهد چون احساس می کردند که راندمان این گونه بالاتر می رود، در حالی که او نیاز به زمان بیشتری برای راهنمایی مشتریان داشت و مجبور می شد به دلیل کمبود زمان کار آن ها را نیمه کاره رها کند. سال ها گذشت و او بازنشسته شد و سپس شروع کرد به مشاوره مالی دادن با اختصاص زمان بیشتر و هم خودش احساس بهتری داشت و هم ارزش آفرینی بیشتری برای مشتری به وجود آمده بود. حال تصور کنید که راندمان در این بانک به گونه دیگری تعریف می شد.

کلید واژه ها: نیلوفِر مرچانت، استیو جابز، 11 قانون ارزش آفرینی در عصر اجتماعی، ارزش آفرینی، اپل، موفقیت، استعداد، هدف، فرهنگ، NBF 2015، عصر اجتماعی، TED

دیدگاه بگذارید

avatar

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

  Subscribe  
مرا آگاه کن از