ریشه های به تعویق انداختن: چرا شروع به اقدام نمی کنیم؟

مرداد ۳۱, ۱۳۹۶ علی آهی نظر شما چیست؟

محمدرضا بحرینیان هستم، دانشجو و فعال حوزه مدیریت کارآفرینی و از نویسنده های مهمان در «فهمیدم».

پیش نوشت

این نوشتار، یک تجربه و برداشت شخصی از چند منبع مرتبط با بحث اهمال کاری یا تعویق است. البته قبلا هم در مورد اهمال کاری اینجا مطلبی به اختصار نوشتیم. توصیه می کنم اون رو هم مطالعه کنید.

اصل مطلب

اولین باری که به طور جدی به این مسئله فکر کردم، آذر ماه 1394 بود. من به تازگی مدیر اجرایی موسسه ای شده بودم و به عنوان یکی از اولین وظایفم جمعی از اساتید و نخبگان ایرانی غیرمقیم را برای بازدید به پارک فناوری پردیس بردیم. در طی مسیر تمامی آنها از یک مشاهده ی مشترک در سفرهای مقطعی شان به ایران سخن می گفتند: همگی دیده بودند که مسائل و مشکلاتی در خانواده، دوستان و یا اطرافیان وجود دارد که با وجود آن که سالهاست آنها را آزار می دهد ولی هیچ اقدامی برای حل آن نمی کنند. این افراد به خاطر اقامت در خارج از کشور به صورت مقطعی و در بازه های گوناگون (عموما یک ساله) نظاره گر غرغرها و دست و پنجه نرم کردن اطرافیانشان با یک سری مشکلات فردی، خانوداگی و یا اقتصادی بودند. همگی متعجب بودند که چرا کسی کاری برای این مشکلاتش انجام نمی دهد و صرفا سال به سال غر میزنند و ناله می کنند و بیشتر در آن شرایط فرو می روند بدون آن که اقدام و عملی بکنند!

همین طور که در ترافیک به سمت پارک پردیس رفتیم برای اولین بار این سوال به طور واضح در ذهن من شکل گرفت که علت اصلی “به تعویق انداختن” امور مختلف چیست؟ کارهایی که ما می دانیم باید انجام دهیم و با این حال هیچ اقدامی نمی کنیم وصرفا یا از مواجهه با آنها اجتناب می کنیم و یا ناله کنان آنها را نظاره میکنیم.
این مسئله گذشت و در کوران اتفاقات و افکار گوناگون گم شد، تا این که چند وقت پیش در مصاحبت با یکی از اقوام که روانشناس است مجددا این بحث پیش آمد و این بار بیشتر برای مطالعه در این زمینه وقت گذاشتم.
این مسئله مختص ما ایرانیان نیست و جوامع گوناگون با آن مواجهند. کما این که با یک جستجوی مختصر در اینترنت دیدم که به تعویق انداختن (Procrastination)، مشکل مزمنی است که در کشورهای غربی هم کاملا متداول است و یک پنجم افراد بزرگسال و نیمی از نوجوانان، سطحی از آن را دارند. اما با این حال حس می کنم این مشکل “به تعویق اندازی” مسئله ای است که من و بعضی اطرافیانم در ایران را به وضوح از پیشرفت بازداشته است.

در واقع پیشرفت نکردن کوچکترین مشکل این اختلال است. افسردگی و استرس دو مشکل بزرگی است که با تعویق انداختن به شدت تشدید می شود. (تمام آنچه که در این متن می خوانید و تجربیات شخصی من نیست، برگرفته از یک سری مقالات و نوشته های علمی یا غیر علمی است که به مرور زمان جمع کرده بودم و الان دارم کم کم تورق میکنم). “به تعویق انداختن” برای روح و روان ما مضر است. چندین تحقیق در انواع جوامع آماری شده که نشان می دهد “تعویق” باعث کاهش کیفیت عملکرد، آسیب به سلامت (هم فیزیکی و هم روانی)، و کاهش شدید اعتماد به نفس می شود. “تعویق” به عنوان “یک خوددرگیری با منافع بسیار کوتاه مدت، و مضرات عمیق بلند مدت” بین روانشناسان شناخته می شود.

چرا به تعویق می اندازیم؟

1) درد ایده آل گرایی
دلایل زیادی وجود دارد که کارها را به تعویق می اندازیم و این دلایل برای انسانهای مختلف متفاوت است. اما در مقالات متعدد مهم ترین علت “ایده ال گرایی” ذکر شده است.

ایده آل گرایان (Perfectionists) بیشترین میزان تعویق در کارها را دارند. بله با این که کمی عجیب به نظر می اید ولی ایده آل گرایی باعث می شود که کارها را به تعویق بیندازید. کسانی که ایده آل گرایی آشکار و یا پنهان (پدر و یا مادر ایده آل گرا) دارند، بیش از دیگران کارهای خود را به تعویق می اندازند چرا که همیشه منتظر شرایط مناسب برای گرفتن نتیجه کامل و مناسب از اقدام خود هستند. و از آنجایی که نه شرایط کاملا مطلوب و نه کسب نتایج مطلوب برای اقدام کردن مهیا نیست، مدام در حال به تعویق انداختن اقداماتی هستند که می دانند باید انجام دهند ولی نمی دهند. از ترک یک عادت بد گرفته تا کار کردن برروی فلان مسئله شخصیتی، تا انجام فلان برنامه ی شخصی و….

برای مثال یک فرد ایده آل گرا را در نظر بگیرید که مدتهاست می داند باید ورزش کردن را شروع کند. با این که می داند برای سلامتی خودش و همچنین لذت بردن از زندگی باید ورزش را در برنامه روزانه زندگی خود قرار دهد، به خاطر ایده آل گرایی هیچ گاه شرایط مناسب را (داشتن وقت کافی، داشتن پول کافی برای رفتن به بهترین باشگاه، داشتن خانوداه ی که آن طور که دلم میخواهد و مناسب است حمایتم کند!، داشتن یک پایه و همراه خفن برای رفتن به ورزش و…) برای رسیدن به نتیجه ی مناسب (کمتر از سیکس پک، کمربند مشکی تکواندو، مدال طلای ورزشهای سه گانه و… اصلا به ذهنش خطور نمی کند) پیدا نمی کند. او اصلا نمی تواند تصور کند که مثلا با توجه به شرایط خود روزانه 20 دقیقه ورزش صبحگاهی را به برنامه ی خود اضافه کند. چون اولا شرایط آن با وضعیت او جور نیست (ورزش کردن باید با موسیقی فلان، در فلان مکان و با فلان مربی انجام شود و لاغیر) با ایده ال های او فرسنگها فاصله دارد و اصلا نمی تواند برای آن ارزشی قائل شود. (حالا صبحها 20 دقیقه هم جفتک انداختم، اخرش که چه، چه فایده!)

اینگونه میشود که فرد ایده آل گرای داستان ما، مدام این امر مهم را به تعویق می اندازد و مدام باعث افزایش تشویش و اضطراب درونی خود می شود و بیشتر در شرایط فعلی فرو می رود. و این سیکل معیوب ادامه می یابد.

2) الگوی ذهنی ثابت: من همینم که هستم.

یکی دیگر از مواردی که می تواند باعث شود مرتب کارها و اقداماتی که باید برای مسائل و مشکلات گوناگون انجام دهیم را به تعویق بیندازیم، الگوی ذهنی ثابت (Fixed mind set) هست. روانشنانس معروف دانشگاه استنفورد، خانم کارل دووک، بیش از دو دهه به مطالعه ی دو الگوی ذهنی ثابت و قابل رشد (Growth mind set) پرداخت. وی متوجه شد که آدمها دو نوع نگاه به مقوله ی کسب مهارت، رشد، خلاقیت و پیشرفت دارند. کسانی که الگوی ذهنی ثابت دارند و معتقدند که سطح خلاقیت مهارتها و رشد فردی آنها مادرزادی بوده و تلاش آنها تاثیر چندانی در بهبود آنها نخواهد داشت. آنها معتقدند تلاش آنها در انجام یک امر و بهبود یک وضعیت تاثیری نخواهد داشت و صرفا استعداد است که در این زمینه تعیین کننده است. (اگر استعدادش را داشته باشم خودش می شود و اگر نداشته باشم هم عمرا نمی شود).

دووک بعد از قریب به بیست سال مطالعه ی افراد گوناگون متوجه شد که افرادی که مدل ذهنی قابل رشد دارند، در به انجام رساندن کارهای خود موفق ترند و خیلی آرام و پیوسته نسبت به بهبود شرایط روحی، فیزیکی و اجتماعی خود اقدام میکنند.

نکته ی جالب دیگر این که این مورد نیز مشاهده شده است که: کسانی که کارهای خود را به خاطر ایده آل گرایی به تعویق می اندازند، عموما مدل ذهنی ثابت دارند! و این گونه می شود که کار کمی پیچیده می شود، چون فرد ایده آل گرای قصه ی ما به خاطر ایده آل گرایی صرفا معتقد است در شرایط خوب و برای نتایج عالی باید اقدام کند. وی از شکست (هر چیزی غیر از عالی یعنی شکست) گریزان است و از آن طرف به خاطر الگوی ذهنی ثابت برایش قابل تصور نیست که اگر استعداد ذاتی کاری را ندارد، می تواند با تمرین و یادگیری آن را کسب کند. برای همین مدام به طور ناخودآگاه کار را به تعویق می اندازد، چرا که او معتقد است شرایط فعلا برای اقدام برای کسب نتیجه ی عالی مساعد نیست و (احتمالا) چون استعداد ذاتی اش را ندارم هیچگاه هم مساعد نخواهد شد!

3) دلایل دیگر

هر چند دو موردی که ذکر شد مهم ترین و شایع ترین دلایل تعویق انداختن کارها بود، موارد دیگری نیز میتواند باعث این موضوع شود. تنبلی! (به همین سادگی)، آشفتگی فکری، افسردگی، ترس از موفقیت (به خاطر این که موفقیت با خود مسئولیت و جایگاه جدیدی می اورد)، ترس از نادانسته ها و تجربه نکرده ها (از رویارویی با مسائل جدید اجتناب می کنیم و فکر و عمل برای مواجهه با آنها را به تعویق می اندازیم برای این که از مواجهه با نادانسته ها می ترسیم) از دیگر مواردی هستند که میتوانند باعث به تعویق انداختن کارها شوند.
اما اکثر روانشناسان معتقدند با شناخت و اصلاح دو مورد ایده آل گرایی و مدل ذهنی ثابت، موارد دیگر (اگر وجود داشته باشند) تا حدود بسیار زیادی بهبود می یابند.

 

این نوشتار به علل و ریشه های مشکل تعویق انداختن و اهمال کاری پرداخته است. مسلما در این زمینه صحبت بسیار است، برای مثال پیشنهاد می کنم به سخنرانی جالب و دیدنی تیم اوربان در این زمینه در یکی از دو لینک زیر را یک نگاه بیندازید: TED یا YouTube
همچنین برای مطالعه ی بیشتر در این زمینه دوست روانشناسی دو کتاب زیر را پیشنهاد می کند:

غلبه بر کمال خواهی
روانشناسی اهمال کاری

محمدرضا در شبکه های اجتماعی:

  

 

 

دیدگاه بگذارید

نخستین دیدگاه را بگذارید

مرا آگاه کن از
avatar
wpDiscuz