باورمندان به علم و آنان که ایمانشان را علمی می دانند

خرداد ۲۱, ۱۳۹۶ علی اکبر جنیدی No comments exist

روزنگاشته امروز به دو گروه جالب اختصاص دارد.

بعضی هایی که به یافته های بشری و آن هم با تعریف علمی ایمان می آورند. مثلا کسانی که دروس دانشگاهی را حفظ می کنند چون فلان دانشمند آن را بیان کرده و مقالات متعددی در مورد آن چاپ شده است. آن ها چون به این یافته ها ایمان آورده اند بعدا نقیضش را نخواهند پذیرفت. به نظرم این دسته مفهوم علم را درست درک نکرده اند. زیرا که تفکر علمی یعنی این که چیزهایی که یا بر اساس منطق و استدلال قابل اثبات باشد و یا از نظر تجربی فرآیندی تکرار پذیر با تعداد بالا باشد. شرط اصلی تفکر علمی بطلان پذیری آن است. یعنی این که تا روزی اعتبار دارد که خلافش ثابت نشود.

گروه دیگری هم هستند که به چیزی ایمان پیدا کرده اند و چون ایمانشان مقدس است آن را علمی می پندارند و هر آن چه پیش می آید را به نوعی توجیه می کنند و به تخت پروکروستس اندیشه شان به زور می نشانند و اضافاتش را کوتاه می کنند یا کشش می دهند تا فیت شود. این دسته از این واژه ی پر طمطراقِ علم، برای اهداف شخصی و یا گروهیشان بهره می گیرند. دستاوردهای بشری که مانند آجرهای ساختمان دانه دانه توسط بنّاهای گوناگون در طی قرون و اعصار بر روی هم سوار شده است تا بنای فعلی علم را بسازد، را به سخره می گیرند و با تاویل و تفسیرها آن ها را در نوشته های پیشینیان جستجو می کنند. مثل کسانی که به شعرا یا فلاسفه قدیمی ایمان آورده اند و هر چه نوشته اند را علمی می دانند. هر زمان علم مسیر خود را با تجربه و آزمایش اصلاح کرد، آن ها تاویل و تفسیرهایشان را مطابق با آن پیرایش می کنند. جالب اینجاست که از ابزارهای تکنولوژیک همان علمی که دستش می اندازند استفاده می کنند، نمک می خورند و نمکدان می شکنند. مثلا می گوید، ببین، دل هر ذره را که بشکافی آفتابیش در میان بینی، این یعنی شکافت هسته ای. فردا اگر علم مطلبی در مورد همجوشی هسته ای را اثبات کرد بیتی دیگر از جایی دیگر می تراشند و لباسش را بر قامت آن مضمون اندازه می کنند.

همین، برایم جالب بود که این دو گروه را معرفی کنم و بیشتر از این تمایل ندارم بحث را ادامه دهم. فقط به نظر می رسد این روزها خلا تفکر انتقادی خیلی احساس می شود.

دیدگاه بگذارید

نخستین دیدگاه را بگذارید

مرا آگاه کن از
avatar
wpDiscuz