روزنگاشته ها

آنچه از صحبت های مرحوم علی معلم فهمیدم در باب سینمای ایران و اقتصاد فیلم سازی

راستش علی معلم را نمی شناختم و وقتی خبر فوتش را شنیدم فکر کردم محمدعلی معلم مرحوم شده است. با این که دیدن دو تا کلیپ از زندگی یک نفر برای قضاوت کردن و نظردادن در موردش کافی نیست، حیفم آمد آن چه از صحبت هایش دستگیرم شد و فهمیدم را نقل نکنم.

البته کاری ندارم که خیلی ها تحت تاثیر جوّ پیش آمده پس از مرگ یک نفری که نمی شناخته اندش طرفدارش می شوند و در موردش به به و چه چه می کنند، شاید خودم هم در برهه هایی از زمان این طور بوده ام. با آن که  ادعایی ندارم که او را می شناسم اما حرف هایش به دلم نشست.

خب برویم سر اصل مطلب. تحلیل جریان های مختلف سینمای ایران در گفتگوی علی معلم با فریدون جیرانی.

اهمیت به آینده نمی دهیم، برای آینده برنامه ای نداریم.

به مردم نمی شود بگویی از چه چیزی خوشت بیاید.

اقتدارگرایی منم منم کردن است. جشنواره ها برای پیدا کردن استعدادهای هنری و یافتن گمشده هاست نه برای اقتدار گرایی.

سینمای مقتدر یعنی سینمای فروش، سینمای مخاطب، سینمای بیننده دار. یعنی فیلمی قدرتمند است که بفروشد.

فرهنگ را مردم حفظ می کنند نه حکومت ها. اسمش را نیاور خودش را بیاور.

گذشته ها گذشته، الان کجا هستیم و از جایی که هستیم برای آینده مان چه برنامه ای داریم؟

به عقیده او سینمای سفارشی و سینمای محفلی برای این که سینمای مستقل به حاشیه رانده شود و دوقطبی شکل بگیرد به وجود آمد. سینمای حیدر و نعمت. سینمای سفارشی یعنی این که به چیزی که معتقد نیستی پول داده اند تا فیلم بسازی.  سینمای محفلی هم سینمای دورهمی است با هم برویم فیلم هنر و تجربه بسازیم!

اگر برای مردم کار بسازی در ذهن ها باقی می ماند.

جمله جالبی که گفت: ببخشید من نمی توانم این حرکت را سیاسی ببینم چون اگر سیاسی ببینم باید چیزهایی که به تبعش پیش می آید را هم ببینم!

جامعه ایرانی را به شدت در حال تغییر ارزیابی کرد.

دلیل این که رضا عطاران دوست داشتنی است این که نماینده طبیعت مردم است. خودت باش، ریاکار نباش، هم طبقه مردم باش. به اخلاق معتقد باش و با مردم شوخی بکن. مردم ایران از تفرعن خوششان نمی آید. از خاکی بودن خوششان می آید. از مظلوم بودن خوششان می آید نه ظالم بودن. حرف مردم را می زنی یا نه؟ نماینده طبقاتی از مردم هستی یا نه؟

طبقه متوسط مصرف کننده اصلی فرهنگ و کارهای فرهنگی است. در ایران طبقه متوسط مرفه از میان رفته است.

تو پولت را از مردم می گیری نباید با مردم از بالا به پایین نگاه کنی اگر فیلمت فروش نرفت.

سود باعث تجربه می شود. اگر دیزنی یک فیلم 2 میلیاردی بسازد 20 میلیون هم صرف تجربه کردن ایده جدید می کند.

سینمای ما استراتژی نداشته است و تاکتیک هم جای استراتژی را نمی گیرد.

پول ترسو است.  سینمای حلال یعنی سینمایی که با پول حلال درست شود، فیلم را ببینی و پولش را که دادی بگویی حلالت باشد.

بخش خصوصی یعنی این که بذل و بخشش های اشرافانه در کار نباشد. سفارش گل که می دهد، 400 میلیون ندارد. بهترین گل را می خواهم، 7 میلیون هم بیشتر نمی دهم ماشین هم خواست وانت خودم را می آورم.

نمی توانی برای مردم فیلم بسازی و ارزش هایشان را نادیده بگیری یا انکار کنی، چون اگر با آنان مقابله کنی از رویت رد می شوند.

به عقیده او اقتصاد یا آزاد است یا دولتی و حالت بینابین ندارد.

خوب است که بتوانی هویت مستقل خودت را در جامعه جهانی پیدا کنی و از آن دفاع کنی. با اعتماد به نفس. نه شیفته باشی و نه متنفر. نه غرب زده و نه ضد غرب. دستاوردهای بشری را با فرهنگ زدگی اشتباه نگیریم. هواپیما و دموکراسی هر دو دستاورد بشری است.

قضاوت با تاریخ است و با مردم و از قضاوت خداوند هم کسی خبر ندارد.

در سوسیالیسم، عدالت به تبهکاری اقتصادی منجر می شود که فقر را آن چنان در نظام سرمایه داری تقسیم نکرده بودند.

در رقابت آزاد، طبیعت پیروز می شود. آن که شایسته است و استعداد دارد. بگذاریم فضا باز شود، تاتی تاتی کنیم، زمین هم بخوریم تا راه خودمان را پیدا کنیم.

آثارش را ندیده ام اما به نظرم رسید که اقتصاد فیلم سازی و سینما را خوب می فهمد. روحش شاد.

دیدگاه بگذارید

avatar

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

  Subscribe  
مرا آگاه کن از